شریعتی شیعه بود
جماعتی که هیچ ربطی به کویر ندارن..فقط میدونن باید خوششون بیاد.چون کلاس داره.از همه ی شریعتی درگیر اون جمله ی معروف "دوست داشتن از عشق برتر است" شدند.که جان خودم اینو هم نفهمیدن.
کویر در سطح تو لیبرال نیست.کویر رو باید چمران با خودش ببره تو عملیات های شیعیان لبنان بخونه.تو دست نزن به کویر.تو به جای کویر باید کیمیاگر پائولو کوئیلو بخونی.اگه بازم وقت اضافه داشتی میتونی "قبض و بسط تئوریک شریعت" دکتر سروش رو بخونی.بچه قرتی فیس بوک باز حق نداره برای دوست دختر روشنفکرش پیامک سالمرگ دکتر رو بفرسته.تو که روزت با ام پی تری میگذره شبت با فیس بوک و بالاترین.
تو نمیدونی علی شریعتی کی بود.شریعتی رفیق چمران بود.پیشونی بابای دروغگو که میگه شریعتی ضد آخوند بود.شریعتی هم بحث آقای خامنه ای و شهید بهشتی و شهید مطهری بود.امام موسی صدر بر جنازه علی شریعتی نماز میت خوند.شریعتی ضد سکون و روزمرگی بود نه ضد آخوند.بخون:
" اختلاف من با برخی از شخصیتهای مذهبی (روحانیون) ، اختلاف " پسری است با پدرش " در درون خانواده و هر دو بر سر یک تعصب و آن مصلحت حفظ سلامت و حیثیت خانه و خانواده مان ( مثلا" پسری تلاش می کند تا در خانه سیستم گرمایی شوفاژ را برقرار کند و پدر به کرسی عادت کرده و مخالفت می کند و حاضر نیست ).
این است که من لحظه ای از گفتن در برابر این نسل و این غرب مهاجم برای ماندن این خانه خاموش نخواهم شد ؛ چون احساس خطر می کنم ، اگر چند زمستان دیگر بگذرد و اگر زلزله ای دیگر آن را تکان دهد خانه فرو خواهد ریخت ، بچه ها خواهند گریخت ، پیرها و بیماران در زیر آوار آن خواهند مرد.
دمی گریبان بزرگ ها و اولیای خانواده را رها نخواهم کرد ؛ نه از کتکشان می ترسم و نه از نوازششان.
گاه از سر و صدا می افتم اما اگر در زیر مشت و لگد پدران روحانی خُرد و خمیر شوم شکایت بر بیگانه نخواهم برد . اختلاف ها اختلاف بچه ها و بزرگ ها و در یک خانواده است.چه نامرد مردمی هستند که کشمکش خانوادگی را از حُرمت حریم خانواده به کوچه و بازار و بیگانه کشند."
( گفتگوهای تنهایی ، ص ۱۰ و ۲۲ )
ببین نظر یک آخوند یک آیت الله شهید مظلوم بهشتی در مورد علی شریعتی چی بوده:
"در زمینه تاریخ و در زمینه اسلام ، اما نه در خطی که در حوزه های اسلامی به عنوان خط جهاد دنبال می شود ، بلکه در خط یک انسانِ متولد شده در خانه مطالعات اسلامی،در خانه ای که چشم فرزند به کتابخانه پدر گشوده شد و خود را با انبوهی از کتب قرآن ، تفسیر ، تاریخ ، حدیث و کتابهای دیگر مواجه دید و نزد پدر درس آموخت .او انسانی است که در درجه اول: از نظر تحصیلات با فرهنگ نو بشری روبرو است ؛ اما یک زمینه ذهنی و وجدانی دارد که به طور دائم او را به سوی خود می کشاند : زمینه اسلامی !
اینست که در هر مطالعه ای در فرهنگ نو به سؤالی در رابطه با فرهنگ اسلام و بینش اسلامی و مکتب اسلام برخورد می کند ؛این جمله را تکرار می کنم . زیرا در شناخت دکتر بسیار مؤثر است."
............................
علی شریعتی همه وجودش وقف اسلام بود.شریعتی در مدینه زندگی کرده تا "فاطمه فاطمه است" را ، تا "اسلام شناسی" را ، تا "علي حقيقتي بر گونه اساطير "را نوشته. شریعتی با عشق به اهل بیت زنده بود.شریعتی روشنفکر نبود شیعه بود.
شریعتی به تو میخندد تو را به تمسخر میگیرد:" مسئولیت روشنفکر این است که از کافه های اشرافی روشنفکرانه! بالا شهر، که قهوه پنج تومانی می خورد و راجع به کشورهای عقب مانده سخن می گوید فرود بیاید " (مسئولیت شیعه بودن)

علی شریعتی همه زندگی و فکرش را اینطور مینویسد: "مسئولیت هر خانواده شیعی، پیرو خانواده ای بودن که در آن، علی پدر است و فاطمه مادر و زینب دختر و حسین پسر!
بالاخره، مسئولیت هر شیعه ای در هر عصری و نسلی، از هرچیزی و هرکسی، به “ کربلای انقلاب “ و “ حسین شهادت “، “ گریز زدن “! و “ رهبری “ و “ برابری “ را اصل ایمان خویش و هدف خویش، و تحقق آن را مسئولیت خویش دانستن. و این همه، یعنی “ علی “ را نه چون بتی پرستیدن، که چون راهبری پیروی کردن و در یک کلمه: “ علی وار “ بودن و “ علی وار “ زیستن و “ علی وار “ مردن.
که “ شیعه علی بودن “ یعنی این.
و “ مسئولیت شیعه بودن “ یعنی این!
سالروز شهادت علی شریعتی پیامک عشقی روشنفکری نباید داد.
باید نماز خوند باید زیارت عاشورا خوند هدیه داد به روح بلندش.
شادی روح علی شریعتی بلند صلوات بفرست.