پيش‌بيني شهيد آويني از آينده مخملباف!

جام گیشه؛

یادداشت‌های یک تماشاگر حرفه‌ای" عنوان مقاله‌ای بلند از شهيد "سید مرتضی آوینی" است که دربردارنده یادداشت‌هایی کوتاه درباره عمده فیلم‌های حاضر در جشنواره فجر سال 1367 است. مخملباف که به عنوان نویسنده فیلم "فرماندار" نیز در این دوره از جشنواره حاضر شده است، مورد نقد سید مرتضی قرار می‌گیرد. آوینی با میان تیتر "وقتی یک خشکه مقدس فرماندار می شود!" به سراغ فیلم او می‌رود

.

آوینی با اشاره به شخصیت مخملباف می‌نویسد:‌‌ آدمی مثل او هرگز به جواب نخواهد رسید. شكاك است، اما این شك را مقدمه‌ی رسیدن به یقین و بعد هم قطعیت و قاطعیت قرار نمی‌دهد. فقط شك می‌كند و دیگران را به شك می‌اندازد و بعد هم رهایشان می‌كند، چرا كه خودش هم به جواب نرسیده است.

او در ادامه می‌نویسد: "وقتی كه به سینمای مخملباف می‌روی باید قبول كنی كه یك ساعت و نیم از زندگی‌ات را در یك فضای آكنده از بدخلقی، عصبانیت، ظاهرگرایی، تردید، نیهیلیسم مزمنِ بدخیم، سیاه‌اندیشی، سرگردانی و عوام‌فریبی سر كنی."

مخملباف؛ مدافع لیبرالیسم جنسی

"سید شهیدان اهل قلم و تفکر"، معتقد است مخملباف هنوز در اصول اعتقاداتش دچار شک و تردید است: "كسی كه بر سر عدالت مشكل دارد باید بداند كه پای عقل او در مسئله‌ی جبر و اختیار می‌لنگد؛ بگذریم از آنكه اصلاً جای مباحثه و حل مسائل فلسفی در سینما نیست. كسی تا به قطعیت نرسیده است نباید فیلم بسازد و اگر هم فیلم می‌سازد تا طرح مسئله كند، باید داستانی را طراحی كند كه در طول آن، در متن وقایع و ارتباط میان افراد، این مسئله وجود پیدا كند. از زبان قاضی فیلم «نوبت عاشقی» می‌شنویم كه: "قضاوت به درد كسی می‌خورد كه به نتایج عمل مجرم‌ فكر می‌كند نه به دلایلش". و درست خود آقای مخملباف هم به همین درد مبتلاست."

آوینی که نمیدانست کار به جايي برسد که روزگاری محسن مخملباف به عنصر دست‌ساز آگهي براي صهيونيست‌ها تبديل شود، در ادامه این یادداشت او را مدافع لیبرالیسم جنسی معرفی کرده و می‌نویسد: "در جامعه‌ای كه «جبر موقعیت و شرایط» بسیاری از جوانان كشور را وا داشت تا خود را برای آزادی فدا كنند، جبر همان موقعیت و شرایط بچه مسلمان دیگری را هم وا داشت تا خط بطلان بر هرچه داشت بكشد و در صف اصحاب هربرت ماركز و پوپر از لیبرالیسم جنسی دفاع كند! به راستی از «جبر محیط» چه كارها كه برنمی‌آید!

حضور مخملباف در سرزمين‌هاي اشغالي اين روزها هزينه سنگيني را براي جريان فتنه داخل و حاميان او ايجاد كرده است. حضور مخملباف در دامان صهيونيست‌ها براي ساخت رپرتاژ آگهي بهائيت سر و صداي بسياري در ميان اهالي فضاي مجازي ايجاد كرده بود و كرده است.

بیانات رهبر انقلاب درباره سید محمد خاتمی

اما اكنون واقعيت چيست؟ واقعيت با آنچه كه آنها طرّاحى كردند، به قدر زمين تا آسمان متفاوت است! اشتباه بزرگى را مرتكب شدند. من واقعاً دريغم مى‌آيد كه اسم خاتمى عزيزمان - اين سيد آقازاده شريف مؤمن دلباخته به معارف دينى و دلباخته به امام و طلبه‌اى مثل خود ما - را آن‌طورى كه غربيها مطرح كردند، مطرح كنم و ايشان را با گورباچف مقايسه كنم؛ ولى آنها اين مقايسه را كردند و صريحاً گفتند كه در ايران هم گورباچفى به قدرت رسيد! البته فراموش نكنيم كه متأسفانه يك عدّه هم در داخل خوششان آمد و اين اهانت را نفهميدند و آن توطئه‌اى را كه پشت اين اهانت هست، به طريق اولى‌ نفهميدند! به مغرضان و آنهايى كه مى‌فهمند چه دارد اتفاق مى‌افتد و چه مى‌خواهند پيش بياورند، كارى ندارم؛ اما يك عدّه از آنهايى كه مغرض هم نبودند، نفهميدند كه چه شد و دشمن چه مى‌خواهد انجام دهد.

به آن تفاوتها برگرديم. تفاوت اوّل، تفاوت رئيس جمهور ما با آقاى گورباچف است. گورباچف روشنفكرى بود كه حتى به احتمال زياد به اصل و مبانى ماركسيزم هم اعتقاد زيادى نداشت؛ آدمى بود كه اصلاً ساختار شوروى را قبول نداشت؛ خود او هم به زبانهاى مختلف اين را اظهار كرده بود. البته در آن وقتى كه سرِ كار آمد، چندان صريح نمى‌توانست اينها را بگويد؛ اما بالاخره اظهار مى‌كرد. رئيس جمهور ما، جمهورى اسلامى، دين و اعتقاد قلبى اوست؛ امام مراد و مقتداى اوست؛ يك روحانى است.

بيانات رهبر انقلاب در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران ۱۹/۰۴/۱۳۷۹

برسد به دست آقایان بابصیرت

 

چه کسانی این آقا را بزرگ کردند ؟

چه جریانی در مجلس دوره قبل چشم بر همه چیز بست ؟

وضعیت فعلی مدیریت کشور ، حاصل حمایت کدام اشخاص و جریانها از احمدی نژاد است ؟

میتوان الان از آقای حداد عادل سوال پرسید ؟

به همین سطح حداد عادل راضی هستیم ؟ میشود پرسید ؟

ایشان که به وضوح نشان دادند کمتر از ما - رعیت معلوم الحال بی بصیرت نفهم که به موسوی رای دادیم - قابلیت شناخت افراد ، تفکرات و جریانهای سیاسی را دارند چطور هنوز رویشان میشود در عرصه سیاسی اظهار نظر کنند و بالاتر از آن خود را در حد ریاست جمهوری ببینند ؟

چرا چهار سال پیش که نخست وزیر امام احساس خطر کرد روبرویش ایستادند ؟

چرا حالا کلمه به کلمه حرفهایش در مورد سوءمدیریت این جریان بی ریشه را تکرار میکنند ؟

هنگام مناظره انتخاباتی مشهور ، اخلاق در سیاست مهم نبود ؟ حالا مهم است ؟

اگر سیاست ما عین دیانت ماست این طرز سیاست نشان نمیدهد که دینداریمان چطور است ؟

آیا دینداریمان همین قدر نیست که فحاشی و تهمت زدن به میرحسین و ... را آزاد بگذاریم ولی کسی به خودمان چپ نگاه کرد انحرافی ش بخوانیم ؟

آیا هنوز بعد از اتفاق مجلس روزنامه کیهان باید این اتفاق را حاصل فکر فتنه گران بداند ؟ یعنی آدم چقدر میتواند از روی احساس و کینه و دشمنی قضاوت کند. ته این قصه کجاست ؟

اگر تا ده سال دیگر این جریان غلام حلقه به گوش بودند و تو روی بزرگتر نمی ایستادند، آیا باز هم اعتراضی به وضعیت آشفته مدیریتی کشور داشتیم ؟

 

به گذشته مان افتخار می کنیم، نسبت به امروز منتقد و به فردا امیدواریم

مگر امام وقتی حرکت خود را شروع کرد با آسایش شروع کرد؟ ایشان هم با سختی شروع کرد؛ امروز نسل جوان هم با سختی شروع کند و تلاش کند. ما نسبت به گذشته خودمان نه تنها خوش بینیم، بلکه افتخار می‌کنیم؛ اما نسبت به وضع امروزمان نه تنها منتقدیم، بلکه نسبت به بسیاری از قسمتهای آن معترضیم، اما نسبت به آینده نه تنها باید امیدواریم باشیم، بلکه باید آن را بسازیم. نباید فکر کرد دنیا به آخر رسیده است؛ همیشه این فراز و فرود‌ها بوده است. دوره صدر اسلام را که نگاه کنیم، هم دوره پیامبر (ص) بوده، هم دوره امیرالمونین (ع) و هم دوره سیدالشهدا (ع). ما نسبت به گذشته‌مان افتخار می‌کنیم و امروزمان باید بهتر از این باشد که در این جهت باید تلاش کنیم. اگر نشد، اشکال از من و شماست؛ پس تلاش کنیم فردایمان بهتر شود.

سید حسن خمینی در بخش دیگری از سخنان خود با قرائت روایتی امیرالمومنین (ع) گفت: ایشان می‌فرمایند کسانی که دین دار و اهل دین هستند علائمی دارند که به آن‌ها شناخته می‌شوند. اولین علامتی که ایشان برمی شمرند «صدق حدیث» است. یعنی ببینید که یک فرد چقدر راست می‌گوید؛ دروغ چقدر از زبان او دور است؟ علامت دوم «اداء الامانه» است؛ چقدر فرد امانتدار است؟ امانت فقط پول تو جیبی که از کسی گرفته‌اید و می‌خواهید پس بدهید نیست؛ اعتمادی هم که او به شما کرده، یک امانت است. خون‌های شهیدانی که ما را وامدار خویش کرده است یک امانت است؛ چقدر آن را رعایت می‌کنیم؟ علامت سوم «وفای به عهد» است. چقدر به پیمانمان وفا می‌کنیم؟

وی با بیان اینکه علامت چهارم اهل دین «صله الرحم و رحمه الضعفا» است، ادامه داد: ما چه مقدار به ضعفا رحمت داریم؟ ضعفا الزاما ضعیفان مالی نیستند، بلکه گناهکاران هم ضعیف هستند. فلسفه جزاء در اسلام مبارزه با مجرم نیست، بلکه مبارزه با جرم است. اگر جزائی ترتیب داده شده، برای ریشه کن کردن جرم است؛ و گرنه مجرم بیمار است و دست او را باید گرفت و بلند کرد. بی‌تردید دل سیدالشهدا (ع) در روز عاشورا بیشتر از خود شمر، برای او می‌سوخت. زیرا او نوه رحمه للعالمین و امام است و باید دست همه را بگیرد و از جا بلند کند.

یادگار امام در همین خصوص با بیان اینکه خیلی اوقات دعواهای ما شخصی می‌شود، تأکید کرد: اگر با کسی اختلاف داریم نباید با شخص او اختلاف داشته باشیم، بلکه باید با خطای او اختلاف داشته باشیم. یکی از مواردی هم که معمولا انتقادات گزنده می‌شود همین موضوع است که در انتقادات از فرد انتقاد می‌کنیم، بلکه باید از فعل و کار افراد انتقاد کنیم و سعی کنیم کار را از فرد مجزا کنیم و بر این اساس هر کاری ممکن است از هر کدام از ما سر بزند.

وی با نقل جمله‌ای از امام که می‌فرمودند بحث‌های طلبگی نباید به بغض و کینه بینجامد، افزود: فرق بحث طلبگی با سایر دعوا‌ها این است که در آن افراد با هم اختلاف ندارند، بلکه با حرف یگدیگر مشکل دارند و در حالت عادی پشت سر هم نماز می‌خوانند و در یک حجره زندگی می‌کنند.