پیام حضرت امام به مناسبت شهادت مصطفی چمران

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

إنا للَّه و إنا إلیه راجعون‏

شهادت انسان‏ساز سردار پر افتخار اسلام و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالى و پیوستن به ملأ اعلى‏، دکتر مصطفى چمران را به پیشگاه ولى عصر- ارواحنا فداه- تسلیت و تبریک عرض مى‏کنم.


تسلیت از آن رو که ملت شهیدپرور ما سربازى را از دست داد که در جبهه‏هاى نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ایران حماسه مى‏آفرید و سرلوحه مرام او اسلام عزیز و پیروزى حق بر باطل بود. او جنگجویى پرهیزکار و معلمى متعهد بود که کشور اسلامى ما به او و امثال او احتیاج مبرم داشت. و تبریک از آن رو که اسلام بزرگ چنین فرزندانى تقدیم ملتها و توده‏هاى مستضعف مى‏کند و سردارانى همچون او در دامن تربیت خود پرورش مى‏دهد. مگر چنین نیست که زندگى عقیده و جهاد در راه آن است.


چمران عزیز با عقیده پاک خالص غیر وابسته به دستجات و گروههاى سیاسى و عقیده به هدف بزرگ الهى، جهاد را در راه آن از آغاز زندگى شروع و با آن ختم کرد. «1» او در حیات با نور معرفت و پیوستگى به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازى زیست و با سرافرازى شهید شد و به حق رسید.


هنر آن است که بى‏هیاهوهاى سیاسى و خودنماییهاى شیطانى براى خدا به جهاد برخیزد و خود را فداى هدف کند نه هوى‏، و این هنر مردان خداست.او در پیشگاه خداى بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر. و اما، ما مى‏توانیم چنین هنرى داشته باشیم؟ با خداست که دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیت برهاند. من این ضایعه را به ملت شریف ایران و لبنان، بلکه به ملتهاى مسلمان و قواى مسلح و رزمندگان در راه حق و به خاندان این مجاهد عزیز تسلیت عرض مى‏کنم و از خداوند تعالى رحمت براى او و صبر و اجر براى بازماندگان محترمش خواهانم.


روح اللَّه الموسوی الخمینى‏ ... ۱ تیر 1360/ 19 شعبان 1401

اي علي! تو در دنياي معاصر، با شيطان‌ها و طاغوت‌ها به جنگ پرداختي، با زر و زور و تزوير درافتادي، با تكفير روحاني نمايان، با دشمني غربزدگان، با تحريف تاريخ، با خدعه علم، با جادوگري هنر روبرو شدي. همه آنها عليه تو به جنگ پرداختند اما تو به معجزه حق و ايمان و روح بر آن چيره شدي، با تكيه به ايمان به خدا و صبر و تحمل دريا و ايستادگي كوه و برندگي شهادت به مبارزه خداوندان زر و زور و تزوير برخاستي و همه را به زانو درآوردي.

اي علي! به جسد بي‌جان تو مي‌نگرم كه از هر جانداري زنده‌تر است به يك دنيا غم، يك دنيا درد، يك كوير تنهايي، يك تاريخ ظلم و ستم، يك آسمان عشق، يك خورشيد نور و شور و هيجان، از ازليت تا به ابديت در اين جسد بي‌جان نهفته است.

قسم به غم كه تا روزگاري كه درياي  غم بر دلم موج مي‌زند، اي علي، تو در قلب من زنده و جاويدي.

قسمتی از مرثيه شهید چمران در سوگ علی شريعتي

حاشیه نویسی آیت الله خامنه ای پیرامون شریعتی و ساواک

چاپ ششم کتاب «جریانها و سازمانهای مذهبی - سیاسی ایران» نوشته رسول جعفریان از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر و روانه بازار نشر شد. 

در پاورقی چند صفحه از کتاب، نظرات مقام معظم رهبری درباره مرحوم شریعتی منعکس شده است که اختصاصا برای نویسنده کتاب ارسال شده و مطالبی است که رهبر معظم انقلاب هنگام مطالعه چاپ سوم در حاشیه کتاب نگاشته اند. رسول جعفریان در چاپ ششم این کتاب ضمن انجام اصلاحات و افزودن مطالب جدید، نظرات مقام معظم رهبری را نیز در پاورقی کتاب افزوده است.

در این کتاب و در خصوص «نامه نگاری شریعتی به ساواک و نوع تعامل وی با رژیم شاه»، نویسنده دو نظر را مطرح می کند: نخست نظر سید حمید روحانی که دکتر شریعتی را عامل رژیم معرفی می کند. دوم کسانی که شریعتی را عامل رژیم نمی دانند اما معتقدند که شریعتی و رژیم شاه در چند حوزه از جمله در برخورد با مسائل اجتماعی، روحانیت، مارکسیسم و ...، دارای وحدت نظر و همسویی فکری بوده اند.

در این زمینه مقام معظم رهبری با هر دو نظر فوق مخالفت می کنند و بر نظری تاکید می کنند که مطابق آن، نامه نگاری به ساواک و انتخاب محتوای خاص در این نامه ها، یک تاکتیک به قصد فریب دستگاه حکومت شاه تلقی می شود.

مقام معظم رهبری در این باره می نویسند: «به نظر من و با شناختی که از دکتر داشتم، وی تلاش کرد تا از وجود نقاط مشترک خود با دستگاه مانند ضدیت با مارکسیسم و انتقاد از روحانیت استفاده کند و ساواک را درباره خود به طمع بیندازد و در واقع آنها را فریب دهد و موفق شد. شاکله او با نوکری ساواک سازگار نبود. حداکثر این بود که وی اهل خطر کردن در مبارزه با دستگاه نبود و مایل بود در حاشیه عرصه مبارزه قرار داشته باشد... در سال 54 که من از زندان آمدم و همه به دیدن من می آمدند، او به منزل من نیامد و برای دیدار من منزل جوانی از دوستان مشترکمان را معین کرد و چند ساعتی با هم بودیم (آن جوان فرحبخش بود که به من و دکتر ابراز ارادت می کرد).»

دومین موضوعی که در این کتاب از حاشیه نویسی های مقام معظم رهبری منعکس شده است، مربوط به قضاوت تند و همراه با سوءظنی است که نسبت به دکتر شریعتی در نامه استاد شهید مطهری به حضرت امام خمینی(ره) در سال 56 آمده است. بسیاری از افراد طرح این مواضع از سوی استاد مطهری را از سر عصبانیت تلقی کرده بودند و برخی نیز آن را به دشمن شناسی ایشان مربوط می دانند.

در این زمینه هم نظر مقام معظم رهبری متفاوت است و در هر حال قضاوت شهید مطهری درباره شریعتی را نمی پسندند. ایشان در این زمینه می نویسند: «نظرات مرحوم شهید مطهری درباره شریعتی - چه در آغاز آشنائیشان که تا دو سه سال از وی به نحو شگفت آوری ستایش می کرد و چه در سالهای بعد که از او به نحو شگفت آوری مذمت می فرمود - غالبا مبالغه آمیز ... بود. در همین مطالبی که ایشان به امام مرقوم داشته، نشانه های بزرگنمایی آشکار است. برخی دیگر از دوستان ما از جمله مرحوم شهید بهشتی نیز همین نظر را در باره اظهارات شهید مطهری داشتند.» (پاورقی صفحه 476 کتاب) منبع: شفاف

شریعتی شیعه بود

یک نفر جوونک با موهای قشنگ مشنگ و ابروهای برداشته شده "کویر" علی شریعتی را از قفسه  ای برداشت گذاشت رو میز کتابفروش:آقا لطف کنید حساب کنید.کاغذ کادو ندارید ؟

جماعتی که هیچ ربطی به کویر ندارن..فقط میدونن باید خوششون بیاد.چون کلاس داره.از همه ی شریعتی درگیر اون جمله ی معروف "دوست داشتن از عشق برتر است" شدند.که جان خودم اینو هم نفهمیدن.

کویر در سطح تو لیبرال نیست.کویر رو باید چمران با خودش ببره تو عملیات های شیعیان لبنان بخونه.تو دست نزن به کویر.تو به جای کویر باید کیمیاگر پائولو کوئیلو  بخونی.اگه بازم وقت اضافه داشتی میتونی "قبض و بسط تئوریک شریعت" دکتر سروش رو بخونی.بچه قرتی فیس بوک باز حق نداره برای دوست دختر روشنفکرش پیامک سالمرگ دکتر رو بفرسته.تو که روزت با ام پی تری میگذره شبت با فیس بوک و بالاترین.

تو نمیدونی علی شریعتی کی بود.شریعتی رفیق چمران بود.پیشونی بابای دروغگو که میگه شریعتی ضد آخوند بود.شریعتی هم بحث آقای خامنه ای و شهید بهشتی و شهید مطهری بود.امام موسی صدر بر جنازه علی شریعتی نماز میت خوند.شریعتی ضد سکون و روزمرگی بود نه ضد آخوند.بخون:

" اختلاف من با برخی از شخصیتهای مذهبی (روحانیون) ، اختلاف " پسری است با پدرش " در درون خانواده و هر دو بر سر یک تعصب و آن مصلحت حفظ سلامت و حیثیت خانه و خانواده‌ مان ( مثلا" پسری تلاش می کند تا در خانه سیستم گرمایی شوفاژ را برقرار کند و پدر به کرسی عادت کرده و مخالفت می کند و حاضر نیست ).

این است که من لحظه ای از گفتن در برابر این نسل و این غرب مهاجم برای ماندن این خانه خاموش نخواهم شد ؛ چون احساس خطر می کنم ، اگر چند زمستان دیگر بگذرد و اگر زلزله ای دیگر آن را تکان دهد خانه فرو خواهد ریخت ، بچه ها خواهند گریخت ، پیرها و بیماران در زیر آوار آن خواهند مرد.

دمی گریبان بزرگ ها و اولیای خانواده را رها نخواهم کرد ؛ نه از کتکشان می ترسم و نه از نوازششان.

گاه از سر و صدا می افتم اما اگر در زیر مشت و لگد پدران روحانی خُرد و خمیر شوم شکایت بر بیگانه نخواهم برد . اختلاف ها اختلاف بچه ها و بزرگ ها و در یک خانواده است.چه نامرد مردمی هستند که کشمکش خانوادگی را از حُرمت حریم خانواده به کوچه و بازار و بیگانه کشند."

( گفتگوهای تنهایی ، ص ۱۰ و ۲۲ )

ببین نظر یک آخوند یک آیت الله شهید مظلوم بهشتی در مورد علی شریعتی چی بوده:

"در زمینه تاریخ و در زمینه اسلام ، اما نه در خطی که در حوزه های اسلامی به عنوان خط جهاد دنبال می شود ، بلکه در خط یک انسانِ متولد شده در خانه مطالعات اسلامی،در خانه ای که چشم فرزند به کتابخانه پدر گشوده شد و خود را با انبوهی از کتب قرآن ، تفسیر ، تاریخ ، حدیث و کتابهای دیگر مواجه دید و نزد پدر درس آموخت .او انسانی است که در درجه اول: از نظر تحصیلات با فرهنگ نو بشری روبرو است ؛ اما یک زمینه ذهنی و وجدانی دارد که به طور دائم او را به سوی خود می کشاند : زمینه اسلامی !

اینست که در هر مطالعه ای در فرهنگ نو به سؤالی در رابطه با فرهنگ اسلام و بینش اسلامی و مکتب اسلام برخورد می کند ؛این جمله را تکرار می کنم . زیرا در شناخت دکتر بسیار مؤثر است."

............................

علی شریعتی همه وجودش وقف اسلام بود.شریعتی در مدینه زندگی کرده تا "فاطمه فاطمه است" را ، تا "اسلام شناسی" را ، تا "علي حقيقتي بر گونه اساطير "را نوشته. شریعتی با عشق به اهل بیت زنده بود.شریعتی روشنفکر نبود شیعه بود.

شریعتی به تو میخندد تو را به تمسخر میگیرد:" مسئولیت روشنفکر این است که از کافه های اشرافی روشنفکرانه! بالا شهر، که قهوه پنج تومانی می خورد و راجع به کشورهای عقب مانده سخن می گوید فرود بیاید " (مسئولیت شیعه بودن)

علی شریعتی همه زندگی و فکرش را اینطور مینویسد: "مسئولیت هر خانواده شیعی، پیرو خانواده ای بودن که در آن، علی پدر است و فاطمه مادر و زینب دختر و حسین پسر!
بالاخره، مسئولیت هر شیعه ای در هر عصری و نسلی، از هرچیزی و هرکسی، به “ کربلای انقلاب “ و “ حسین شهادت “، “ گریز زدن “! و “ رهبری “ و “ برابری “ را اصل ایمان خویش و هدف خویش، و تحقق آن را مسئولیت خویش دانستن. و این همه، یعنی “ علی “ را نه چون بتی پرستیدن، که چون راهبری پیروی کردن و در یک کلمه: “ علی وار “ بودن و “ علی وار “ زیستن و “ علی وار “ مردن.
که “ شیعه علی بودن “ یعنی این.
و “ مسئولیت شیعه بودن “ یعنی این!
سالروز شهادت علی شریعتی پیامک عشقی روشنفکری نباید داد.

باید نماز خوند باید زیارت عاشورا خوند هدیه داد به روح بلندش.

شادی روح علی شریعتی بلند صلوات بفرست.

جُرم

اینجا مار توشکی هنو گیر میاد ، مار قاضی !

گناهکار باشی دستتو بکنی تو کیسه ش ، میزنه

دو دِیقه نمی مونی ؛ سیات می کنه

 اومدم برات دستمو بکنم تو کیسه ش

 

تفسیر آیه ۱۹۹ سوره اعراف از آیت الله امجد

خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ

تمام اخلاق و عرفان در این یک آیه است

خُذِ الْعَفْوَ  : عفو یعنی چه؟ عفو یعنی وسط و به معنای تعادل،بسیاری از ما،عادل هستیم ولی متعادل نیستیم.کمال در این است که انسان متعادل باشد،اندازه نگه دار که اندازه نکوست ،باید از افراط و تفریط پرهیز کرد.

وأمر بالعُرف : و باید به کار خوب امر کرد.حالا کسی در این مورد نمی تواند بگوید که چون من عمل نمی کنم،پس نگویم.و از طرفی هم باید اول خود عمل کند بعد امر به معروف کند. و اینکه خود امر به معروف شامل خود انسان هم می شود،انسان باید اول خودش را به معروف امر کند و بعد دیگران را.

یک سری امور تحصیلی هستند،مثلا اگر شما بخواهید مدرک دکترا بگیرید، این تحصیلی است که باید مثلا ده سال تحصیل و مطالعه کنید تا دکترا بگیرید ولی انجام کار خوب تحصیلی نیست: حصولی است. شما باید در لحظه تصمیم بگیری که دروغ نگویی و بعد امر به معروف کنی که راستگو باشید. یا همان لحظه تصمیم بگیری که نماز بخوانی: وقتی نماز خواندی به خواندن نماز توصیه کنی  پس حصولی است نه تحصیلی .

وأعرض عن الجاهلین : و اینکه باید از فرد جاهل اعراض کرد. لذا با کسی که حرف حق را گوش نمی کند و موضع دارد بحث نکنید.

عاشورا در سیرالئون

یکی از بچه های نیک روزگار یک نظر خصوصی برام فرستاده.دیدم حیف شده خصوصی فرستاده.شما هم بخونید.

پدربزرگم،پس از لبنان مدتی برای تبلیغ در سیرالئون بود.(سیرالئون کشور کوچکی است در غرب آفریقا که در آن زمان تعداد مسلمانانش انگشت شمار بود و مردم یا مسیحی بودند یا دین های بدوی و بومی)یکی از جوانان مسیحی مرده بود و مراسم باشکوهی در کلیسای اصلی شهر برگزار کردند.

پدربزرگم با همان عمامه سیاه و عبای قهوه ای و ریش بلند به کلیسا رفت به طوری که توجه همه را جلب کرده بود و به داغ دیده ها تسلیت گفت، در آخر مجلس پدر آن جوان (که از بزرگان مسیحی ها بود)به پدربزرگم گفت: با این که تو هم کیش ما نبودی هیچ نسبتی با این جوان نداشتی آمدی، حالا من چه کنم ؟! 

پدربزرگم گفت: 10 محرم هم مجلس یکی از جوانان ماست، بیا !
عاشورای آن سال سیرالئون دیدنی بود
پدربزرگ من یکی از دوستان آیت الله موسی صدر بود ...

14 خرداد تولد 83 سالگی امام موسی صدر

زماني كه شهردار «جديده» بودم و به كار وكالت و رسيدگي به مسائل حقوق شهروندان اشتغال داشتم به خاطر پيگيري‌ كار اداري اسقف به كاخ رياست جمهوري مي‌رفتم. روزي به امام صدر برخوردم. او با اين كه براي اولين بار مرا مي‌ديد مرا به گرمي در آغوش گرفت و گفت: من تو را از خودت بهتر مي‌شناسم! شيعيان ساكن در برج حمود (منطقه مسيحي) به من گفته‌اند تو چگونه آنها را مانند فرزندان خود حمايت مي‌كني و ميان آنها و يك مسيحي ماروني فرق نمي‌گذاري.

سپس شروع كرد به نام بردن از خانواده‌هاي شيعه آن مناطق و يك يك ايشان را درست مي‌شناخت. او ادامه داد: ما همه بايد دست به دست هم بدهيم و با هم براي خدمت مشترك به نزديكي بين مذاهب و ايجاد زمينه زندگي مشترك ميان آنها تلاش كنيم.
چند روز بعد ناگهان كليساي مارمارون در بوشريه سرقت شد و به آتش كشيده شد. در حالي كه بر تخته سياه مدرسه كليسا، عبارت «لا اله الا الله» را نوشته بودند. اين حادثه فضاي بسيار مسمومي عليه شيعيان و مسلمانان ايجاد كرد و منطقه را متشنج ساخت. پس از آن امام صدر با من تماس گرفت و از من خواست در سد بوشريه (منطقه مسيحي) و در محلي كه قرار بود مسجد بسازند به ديدارش بروم.
آن جا در حضور جمعيت فراوان از شيعيان چنين گفت: امروز مي‌خواهيم پول جمع كنيم، اما هر چه جمع شود براي ساختن اين مسجد و اين كليساي مارمارون نصف مي‌كنيم! اين كار هوشمندانه او مرهمي بر زخم مسيحيان بود و به سرعت آرامش را به منطقه بازگرداند. چند وقت بعد معلوم شد كسي كه آن كار را كرده بود، يك مسيحي بوده كه مي‌خواسته فتنه درست كند.
ارتباط ‌ها و تماس‌هاي ما ادامه يافت تا اين كه من براي نمايندگي مجلس از آن منطقه نامزد شدم. تمامي اهالي شيعه منطقه دوروبرم جمع شدند و از من حمايت كردند و امام صدر مرا نامزد شيعيان در منطقه ناميد و همين باعث شد تا با راي بالايي به عنوان كانديداي مستقل به مجلس بروم و به عنوان رئيس تجمع نمايندگان جديد انتخاب شوم.
پس از آن بود كه يك بار امام صدر را براي شام به خانه‌ام دعوت كردم و بسياري از نمايندگان مستقل هم جمع بودند. يادم هست همسرم ناديا، تابلوي صليب را بالاي در ورودي قرار داده بود. امام صدر كه آمد مرا صدا زد و از عكاس‌ها خواست از ما زير صليب عكس بگيرند و بعد شروع كرد درباره نزديكي بين اسلام و مسيحيت براي نمايندگان مجلس صحبت كردن و آياتي از قرآن برايشان تلاوت كرد.


چندي بعد مطلع شدم كه ايشان قرار است در كليساي پدران كبوشي سخنراني كند. سخنراني معروف و تاريخي با عنوان «اديان در خدمت انسان» كه براي نخستين بار در تاريخ كليسا، يك روحاني مسلمان در روز يكشنبه در محراب كليسا براي مسيحيان موعظه كرد و عكس ايشان به شكل گسترده منتشر شد.
من با او به آن جا رفتم. هنگامي كه سخنراني تمام شد و مي‌خواستيم برگرديم يكي از كشيش‌ها دستم را گرفت و گفت: اين انسان امتداد روح مسيح است.

از خبرگزاری فارس

امام حقیقتا امام است

وزیر اسبق اطلاعات می گوید: امام(س) اجازه نمی دانند جفایی نسبت به منتقدین و مخالفینشان صورت گیرد.

حجت‌الاسلام علی یونسی در گفت‌وگو با ستاد خبری مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی با بیان اینکه امام (س) نسبت به همه رئوف و مهربان بودند و حتی مخالفین و منتقدین خودشان را هم دوست داشتند و نمی‌گذاشتند که نسبت به آن‌ها جفا شود .

به ذکر خاطره‌ای در این باره پرداخت و گفت : از آقای رحمانی شنیدم که روزی یک گز بسیار خوبی از اصفهان برای امام آوردند که امام وقتی دید این گز بسیار خوب است گفت که این را برای آقای داریوش فروهر بفرستید. احمدآقا اول تعجب کردند و خواستند که امام را منصرف کنند

ولی  امام فرمود ایشان آدم بسیار خوبی است و حتماً سلام مرا برسانید و این گز را به او بدهید و ما بردیم و آقای فروهر گفتند امام حقیقتاً امام است.

شوخی آیپک و اوباما

بسم الله الرحمن الرحیم

سعی میکنم از این به بعد طنز ننویسم.داستان های قشنگ مشنگ ننویسم.فرصت زندگی کمتر از اینهاست که وقتمون رو تلف این قرتی بازیا بکنیم.

یک حق داریم یک باطل.وسط و بین و اعتدال و این حرفام حرف رایگان است که برای استفاده در اختیار عموم قرار میگیرد.

دوجور آدم این مطالب رو میخونن.یا به حقیر اعتماد دارن اینقدر که مثلا بگن طرف هر چی هست دروغگو نیست.یا اعتماد ندارن.یا حال خوندن این حرفا رو ندارن.حالا میگی این که شد سه جور. ولی در واقع دو جوره.دیگه سعی میکنیم با کد دادن حرف بزنیم .

خلاصه

ما به فرموده حضرت امام میگیم آمریکا شیطان بزرگ است.حالا شما بگید مثلا آمریکا بی تربیت است.اما اصلا آمریکا اصل قضیه نیست.لابد انگلیسه ؟ اونم نیست.

اصل تفکر صهیونیستهاس.همان بنی اسرائیل خودمان.همان گوگوری مگوریهایی که صاحب بانکهای بزرگ دنیا هستند.همانهایی که صاحب رسانه های بزرگ دنیا هستند.آمریکا فقط نماد اوناست ؟ تازه نماد انحرافی . اینها چه کسانی هستند؟از کدام دین و آئین پیروی میکنند ؟ مقصدشان کجاست ؟

مثلا میریم سرچ میکنیم ( کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل یا همان آیپک سازمانی است که در دهه 50 میلادی تاسیس شده و اکنون صد هزار عضو در 50 ایالت آمریکا دارد. آیپک قوی ترین لابی اسرائیلی در آمریکاست که در جهت تقویت روابط اسرائیل ـ آمریکا فعالیت می کند. )

این طور تعریف کردن انشاست.سفرنامه ست.اصل نیست.ولی در همین فرعیات هم نکاتی هست.

مثلا ... "باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا در سخنراني خود درباره تحولات خاورميانه و شمال آفريقا با اشاره به بحران فلسطين در چند سال اخير اعلام كرد مرز فلسطين و اسرائيل بايد بر اساس خطوط سال 1967 ايجاد گردد."

یعنی شما باور میکنید بنی اسرائیل دست از سر بیت المقدس بردارند ؟ پس تکلیف ستاره شش پر و نماد ابلیسک چه میشود ؟
به فاصله چند روز اوباما در آیپک میگه نه من منظورم این بود یعنی چیز بود بابا غلط خوردم اصلا.

این چه اداره روابط عمومی زبان بسته ایست که رئیس جمهور آمریکا رو به غلط خوردن میندازه ؟ البته این قصه دوتا فایده داره.یکی حرفای رایگان تحلیلگران لیبرال دموکرات: آخی دیدین رئیس جمهور آمریکا چقدر دموکراسی بود ولی حیف شد بنی اسرائیل قبول نکردن ...... این طور افکار عمومی دنیا برای پذیرفتن حرف بعدی اوباما که تازگی هم بن لادن رو کشته هم به فلسطین حال میده آماده تر شده.

و دومی به رخ کشیدن قدرت شیطانی نظام سلطه بنی اسرائیل.

نه اخوی خبری نیست.اینها همونهایی هستن که ۳۳ روز در برابر جوانان شیعیان لبنان له شدن.

« لا حَولَ ولا قُوّةَ إلاّ باللّه »

پ.ن:فقط کمی حتی برای امتحان هم که شده به قرآن ایمان بیاریم.